الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
557
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
عايشه گفت : چگونه خودم را برسانم ؟ گفت : به اين استرم سوار شو ! پس خود از استر پياده شد و عايشه سوار بر استر درحالى كه مردم و بنىاميه را بر ضد حسين عليه السلام مىشوراند و وادار مىكرد تا آنان را از تصميمى كه دارند بازدارند ، عايشه همين كه نزديك قبر رسولخدا صلى الله عليه و آله رسيد ، وقتى بود كه جنازهء حسن عليه السلام نيز به آنجا رسيده بود ، خودش را از بالاى استر به زير انداخت و گفت : به خدا سوگند كه نبايد هرگز حسن در اينجا دفن شود و يا اين كه با دست خودم - به موهاى سرش اشاره مىكرد - اين موها كنده شود ! بنىهاشم با شنيدن سخنان عايشه خواستند مجادله كنند كه حسين عليه السلام فرمود : خدا را خدا را ! نبايد وصيت برادرم را تباه سازيد ! بلكه او را به بقيع حمل كنيد زيرا او مرا سوگند داده است كه اگر از خاكسپارى كنار قبر جدش رسولخدا صلى الله عليه و آله مانع شدند با كسى درگير نشوم و او را در كنار قبر مادرش عليها السلام در قبرستان بقيع دفن كنم ، بنىهاشم با شنيدن سخنان امام حسين تغيير جهت دادند و به قبرستان بقيع بردند ، كنار قبر فاطمه عليها السلام دفن كردند . پس ابنعباس از جابرخاست و روبه عايشه كرد و گفت : اى حميراء ! امروز تنها روز برخورد تو با ما نيست ؛ روزى سوار بر شتر و روزى سوار بر استر ! آيا تو را اينقدر بس نيست كه بگويند روز شتر و حتى بگويند روز استر ، روزى سوار بر اين و روزى بر آن ، درحالى كه حجاب رسولخدا صلى الله عليه و آله را گشودهاى ، مىخواهى نور خدا را خاموش كنى ، درحالى كه او نور خود را كامل كرده است ،